الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

140

الغدير ( فارسى )

ادريس مىرسد ، و چه مىدانى كه چاه ادريس چيست ؟ در عبارت ديگر از طريق نعمان بن بشير روايت شده كه زيدن بن خارجه گفت : سومين خليفه ، تواناترين خلفا بوده كه در راه خدا از ملامت ملامتگران نترسيد و مردم را سفارش مىكرد كه نيرومندان ناتوانان را بكشند . بندهء خدا امير مؤمنان راست گفته و اين در لوح محفوظ ضبط شده است . امير مؤمنان ، عثمان كسى است كه از خطاى مردم در مىگذشت و در روزگار او دو خليفه رفته بودند و چهار تا باقى بودند . سپس مردم اختلاف كردند و به جان هم افتادند و نظامى برقرار نشد . دلاوران رفتند و مؤمنان بيمناك شدند . پس كتاب و تقدير خدا را در نظر بگيريد ؛ اى مردم ، به اميرتان روى آوريد و از او سخن بشنويد و او را اطاعت كنيد . هركس روى برتابد ، خونش تضمين نمىشود و امر خداوندى مقدر است . اللّه اكبر ، اين بهشت است و اين جهنم . پيامبران و صديقان مىگويند : درود بر شما . اى عبد اللّه بن رواحه ، آيا احساس كرده‌اى كه خارجه و سعد در روز احد كشته شده‌اند ؟ نه چنين نيست ، اين آتش بريان‌كننده و سركش است كه هركسى را كه روى برگرداند و پشت كند و مال گرد آورد ، فراخواهد گرفت . سرانجام صدايش خاموش شد . از آن جمعى كه آنجا بودند ، دربارهء اين سخنان كه از او شنيدم تحقيق كردم ، گفتند : شنيديم كه او مىگفت : خاموش باشيد ، ساكت باشيد ، اين احمد رسول خداست . درود بر تو اى رسول خدا ، و رحمت و بركات خدا بر تو باد . ابو بكر صديق امين ، جانشين رسول خدا ، تنش ضعيف ، اما در امر خدا قوى بود . درست است ، درست است و در لوح محفوظ نيز چنين آمده است . . . الخ . تعبير قاضى در شفاء چنين است : گفت : ساكت شويد ، ساكت شويد ، محمّد رسول خدا پيامبر امى و خاتم انبياست و اين در لوح محفوظ ضبط شده است . . . الخ . « 1 »

--> ( 1 ) . ر ك : الاستيعاب : 1 / 192 ؛ تاريخ ابن كثير : 6 / 156 ؛ الشفاء قاضى عياض ؛ الروض الانف : 2 / 370 ؛ الاصابة : 1 / 565 و 2 / 24 ؛ تهذيب التهذيب : 3 / 410 ؛ الخصائص الكبرى : 2 / 85 ؛ شرح الشفاء خفاجى : 3 / 108 . قاضى گفته است : اين روايتى است كه آن را طبرانى و ابو نعيم و ابن منده نقل كرده‌اند و ابن ابى الدنيا از انس روايت كرده است . همو نيز آن را در شرح الشفاء : 3 / 105 - به نقل از ابن عبد البر ، ابن سيد الناس ، ابن اثير ، ذهبى ، ابن جوزى و ابن ابى الدنيا آورده است .